مصاحبه با ساناز بشیری؛ میخواستم مطالعه تبدیل به یک عادت شود

چند وقت پیش که داشتم میان رویدادهای ایوند چرخ میزدم، یک دورهمی ماهانهی فرهنگی نظرم را به خودش جلب کرد. در این رویداد -که اسماش “باهمخوانی” بود- یک عده دور هم جمع میشدند و درمورد کتابی که در ماه گذشته خوانده بودند، صحبت میکردند. کنجکاو شدم که کمی بیشتر دربارهی این رویداد کتابخوانی بدانم. به همین خاطر با برگزارکنندهی این رویدادها -ساناز بشیری- گفتوگویی کوتاه انجام دادم که نتیجهی آن را در ادامه میبینید.
علاوه بر این، پریسا بابایی -که تقریبا از همان ابتدا با این رویدادها همراه بوده- و از دوستان برگزارکنندهی آنهاست، میگوید «تداوم و قاعدهمند برگزار کردن این رویداد کتابخوانی باعث شده که جمع خیلی خوبی شکل بگیرد و واقعا به اهدافمان نزدیکتر شویم.»
-چطور شد که تصمیم به برگزاری رویداد باهمخوانی گرفتید؟
خب من همیشه کتاب خواندن را دوست داشتهام اما حس میکردم که متاسفانه مردم کتابخوانی نداریم. و به همین خاطر تصمیم گرفتهام این علاقه را با بقیه هم به اشتراک بگذارم تا شاید آنها هم به مطالعه ترغیب شوند. اولین تلاشام ساختن گروهی بود به نام “یار مهربان” که قرار بود در آن هرکسی هر کتابی که داشت را بهصورت قرضی یا هدیه یا فروشی با بقیه به اشتراک بگذارد. با اینکه تعداد اعضای این گروه بالا بود، اما بازدهی مناسبی نداشت و اعضا فعال نبودند و به همین خاطر آن را بستم. قدم بعدی ساختن گروه “کتابخوانی” بود که روال آن به این صورت بود که هر ماه یک کتاب انتخاب میشد و اعضا آن را میخوانند و در انتهای ماه درمورد آن باهم بحث و گفتوگو میکردند. ولی باز تعداد اعضا نسبتا بالا بود ولی فعالیتی نبود. بعد از این تصمیم گرفتم که یک مقدار درمورد اعضا و فعالیتها سختگیری داشته باشم. یعنی تعداد اعضا کم باشد ولی کسانی در گروه باشند که واقعا قرار است کتاب بخوانند. چون هدف این بود که مطالعه تبدیل به یک عادت شود. بعد از این، گروه باهمخوانی درست شد.
-کمی درمورد این رویداد کتابخوانی توضیح دهید.
براساس تجربههای قبلی، این بار یک سری قوانین برای گروه تعیین کردم و یک سری آدم که میدانستم اهل کتاباند را هم برای مشارکت در فعالیتها دعوت کردم. این بار، نتیجه بهتر بود و کار کمکم به همان شکلی شد که میخواستم. این گروه از شهریور 94 راه افتاد ولی اولین دورهمی ما اسفندماه شکل گرفت. کتابی که آن ماه داشتیم تا حدودی سنگین بود و جای بحث داشت (کتاب سلوک از محمود دولتآبادی) و به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم حضوری درمورد آن صحبت کنیم. در یک کافه دور هم جمع شدیم ولی بحث خیلی درمورد کتاب نبود و شرکتکنندهها درمورد چیزهای دیگر مثل فیلم و سریال و… حرف میزدند. این هم تجربهای شد که از جلسات بعدی کمی بیشتر مسیر بحث را کنترل کنم. بعد از چند جلسه که همه چیز داشت خوب پیش میرفت -به پیشنهاد یکی از اساتیدم- تصمیم گرفتم که این دورهمیها را با بقیه هم به اشتراک بگذارم و این شد که رویداد باهمخوانی در ایوند ایجاد شد.

ساناز بشیری
-درمورد قیمتگذاری رویدادتان بگویید.
من دوست داشتم رویدادمان رایگان باشد ولی حس میکردم در این حالت ممکن است عدهای بیخودی در آن ثبتنام کنند و حس تعهدی نداشته باشند که این قضیه را دوست نداشتم. به همین خاطر و برای اینکه تا حدودی مطمئن باشم که چند نفر در رویداد حاضر خواهند بود و بتوانم جای مناسبی رزرو کنم، قیمت کمی برای ثبتنام در رویداد در نظر گرفتم. البته شرکت در جلسات برای اعضای گروه همچنان رایگان است اما بقیه باید مبلغ کمی را برای ثبتنام بپردازند.
-تا حالا چند رویداد باهمخوانی برگزار شده؟
جمعا هشت رویداد داشتیم که ثبتنام سه تای آخر روی ایوند بوده و یک رویداد هم پیش رو داریم.
-فکر میکنید برگزاری این رویداد برای خودتان و برای شرکتکنندگان چه نفعی داشته؟ چه ارزشی ایجاد شده؟
فکر میکنم مهمترین مسئله این است که مطالعه برای اعضای گروه تبدیل به یک عادت شده. البته خیلی از بچهها واقعا کتابخوانهای حرفهای هستند ولی بقیه هم عادت کردهاند که هر ماه حداقل یک کتاب را بخوانند.
-مخاطبین شما بیشتر از چه گروهی هستند و از چه راهی به آنها میرسید؟
واقعا در گروه از هر قشری عضو داریم. از سنین مختلف و با سلیقههای مختلف. درمورد راههای ارتباطی هم، فکر میکنم بهمن 94 بود که کانال تلگرام گروه را ساختم. این کانال باعث شد بیشتر به بقیه معرفی شویم و خیلیها که در گروه نبودند هم همراه با کتاب معرفیشده را میخوانند و از شخص من پیگیر فعالیتها بودند. بعد که فعالیت در اینستاگرام را هم شروع کردیم، این فضا بهتر هم شد. استفاده از این ابزارها باعث شد که فعالیت گروه فقط به خواندن یک کتاب در ماه محدود نشود و کمکم فضایی ایجاد شد که بیشتر باهم بحث کنیم و نظرات هم درمورد مساول مختلف را بدانیم و یاد بگیریم که با نظرات مخالفمان چطور برخورد کنیم.
-برای انتخاب محل رویداد چه معیارهایی دارید؟
برای انتخاب محل رویداد سعی میکردم اطلاعات کافههای مختلف را روی اینترنت پیدا کنم و تعداد صندلیها را چک کنم. البته بیشتر دوست داشتم رویدادهایمان در فضای آزاد برگزار شود ولی مشکلاتی مثل سردی هوا باعث شد تصمیم بگیرم که جلسات را در کافههای مختلف برگزار کنم. فضای کافهها برای تعداد و کاری که ما میخواستیم انجام دهیم مناسب بودند و در نتیجه تنها معیاری که داشتم، تعداد صندلی بود و اینکه در آن کافه سیگار کشیدن ممنوع باشد تا دود سیگار بچهها را اذیت نکند.
-نکتهای هست که بخواهید به سایر کسانی که میخواهند چنین رویدادهایی برگزار کنند، بگویید؟
چند مورد روی سایت ایوند دیدم که برگزارکنندهها هزینهی ثبتنام را رایگان زده بودند ولی بعد از ثبتنام لینک خود سایت را میفرستادند و از شرکتکننده میخواستند مبلغی را پرداخت کند. این کار توی ذوق فردی میزند که ثبتنام کرده و اصلا تاثیر خوبی ندارد و بهتر است انجام نشود.
نظرات بازدیدکنندگان
آرزوی موفقیت برای شما